تبلیغات اینترنتیclose
اشعار امیر حسین مقدم-25
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

درد مشــــــــــــــــــــــــتـــرک 
*
برای بـهـــروز باغـبـــــــان و 
◄آرشـــیو ناخوشی هایش *
*
◄◄السلام علیک یا مجنون ** 
شاعرِابن پریش بی قانون

السلام علیک یا عاشق 
عاشق دختران ناموزون

باغــبـان ِ درخـت ِ افـتـاده 
ساکن آبهای نامسکون

دلت از دست دل ، دلاشوب است
کار دنیا همیشه معیوب است

دل من هم از عاشقی سیر است
میزند نان خشک خود در خون

خون قلبی که جان به جانان داد
زنده است این زمانه با افیون

این منم شاعری که دیوانست
نیمه آباد و نیمه ویرانست

من و تو درد مشترک داریم
هر دو در دل کمی ترک داریم

درد این روزگار لاکردار
درد چرخیدن فلک داریم

من و تو آرزوی پروازی 
روی پرهای قاصدک داریم

من و تو ظاهرا در اندیشه
فکر دنیای بی کلک داریم

من و تو توی کوه دانشگاه 
داغ سگ لرزه از کتک داریم

من و تو بیخودی از این مردم
انتظار کمی کمک داریم

بی سبب نیست این که من یا تو 
هردوتامان به عشق شک داریم

من و تو باغبان ، دو تا دست ِ
خالی و خشک و بی نمک داریم

گفته بودی از عاشقی سیری
با دلت ، مثل من ، تو درگیری

گفته بودی دلت بهم خورده
زندگی ، زهره از دلت برده

گفته بودی که خُـلـق سگ داری 
شده ای مرد سگ پریشی که

با جنایت روابطش خوب است
نشئه ای ، نشئه از حشیشی که

نکشیدی تو ، او کشیده تورا
مثل تصویر ِ گاو ِ میشی که

ظاهرا بیش از اندازه می فهمد
گاو ِ میش ِ روان پریشی که

فلسفه پاره پاره اش کرده 
پاره ها را زده سریشی که

سرهم تا، کند تمامش را 
مثل تصویر سال پیشی که

سال پیشین هم این چنین بگذشت
شده معیار ، طول ریشی که

زده سوزانده ریشه هامان را
برده این نرد ِ نابسامان را

با دو شش بعد ِ پنج و شیشی که 
تاس میگیرد او در این بازی

همه ی عمر ، دست ِ یک تاس است
دست یک نرد باز ِ ناراضی

هرچه با شعر ، دلبری کردیم 
بی ثمر گشت ، این سیابازی

هی غزل ، مثنوی ، قصیده ، فلان 
ساده یا اینکه طرح پیچازی

تو زِ میدان ِ مین ِ مینایت
من هم از چشم یار شیرازی

هر دو مان عاشق دلی بودیم 
عشق هر دو کمی کثافت بود

ما در اندیشه دوچشمانش
او در اندیشه خیانت بود

آری آری به گور بابای 
عشق این روزگار لاکردار

کاش میشد به عشق راحت گفت
برو دست از سر دلم بردار

گفتی از درد و ناخوشی هامان 
رنگ خون در هوای دلهامان

گفتی از درد مینویسی تو 
در ناچار دین و دنیامان

درد با جان ما هماورد است
دل عاشق همیشه پر درد است

درد را من چشیده ام بسیار
درد ، زینت برای یک مرد است

گفتی از رفتن پدر آری
پدرم مرد و پشت من خم شد

پدرم مرد و تازه فهمیدم 
نعمتی را که از سرم کم شد

پدرم رفت و آسمان خشکید 
پدرم آدم نجــیـبـی بود

مهربان مثل آب و آیینه 
آدم ظاهرا عجیبی بود

حرف هایت چقدر همرنگ است 
رنگ غم با دلم هماهنگ است

شاعر ، این روزها کلامــم هــم 
دست من نیست ، دست نیرنگ است

الســلام علیــــک یا حیله 
السلام علیک یا نـیـرنگ

الســـــــــلام علیــک یا خائن
روزگار عجیب و رنگارنگ

گفتی از قصـــه قفس باما 
ماجرای قفس پر از درد است **

قـفـســم نام زنـدگی دارد 
نفس زندگی چرا سرد است

گورخرهای شعرتو خوبند 
گورهای زبان نفمهی که

به خریشان تعهدی دارند 
بابت ماهیانه سهمی که

سر برج از خزانه میگیرند 
وبرایش چه ساده میمیرند !!!!!

گفتی از اصل و فرع هر انسان 
دل خوش ای داری ای برادرجان

مرد این قصه غصه را دیده
مثل یک گاو ماده زاییده **

 

امیرحسین مقدم
25 اردیبهشت 94
◄◄** این مصراع ها از بهروز باغبان است
◄* شعر آرشیو ناخوشیهای من . از کتاب سگ نامه . انتشارات شانی . بهار 94

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 157

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 بداهه.

رفتی و خرامیدی ، آهوی خرامانم 
تا آمدنت هرشب ، مستانه غزل خوانم 

مستانه و مستانم ، در کوچه و پس کوچه
در حسرت یک بوسه ، هی دست برافشانم

هی دست برافشانم ، شاید که بیایی تو 
در راه تو بگذارم ، ابیات فـــــــــــــراوانم

هر بیت نشان از تو ، هر واژه که جان از تو 
من تیر ، کمان از تو ، بردار و بپررانم 

پرواز من از رویت ، تا خاک سر کویت
مست از نم گیسویت ، یلدای پریشانم 

ای دلبر شیرازی ، هم رمزی و هم رازی
ماهوری و شهنازی ، آوازه ی دورانم 

اینگونه مرنجانم ، ای درد تو بر جــــانم 
ای درد تو بر جانم ، اینگونه مرنجانم 

 

 

امیرحسین مقدم 

19 / اردیبهشت / 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 169

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

یه سلام

سلام از ماست ، بانوجان کجایی ؟
گل خوشبوی باغستان کجایی ؟

سلام از ماست ای کج کرده ابرو
سلام ای صاحب چشمان جادو

سلام از ماست بر چشم چو آهوت
بران لب های سرخ همچو یاقوت

سلام از ماست ای گیسو طلایی
پری بانوی شهر قصه هایی

سلام از ماست ای گلبرگ و شبنم 
کنارت نیست هرگز نقشی از غم

سلام ای مزه ات سوهان تر از قم
شدم در مزه لب های تو گم

سلامم را بگو پاسخ دلارام 
مگر باتو بگیرد این دل آرام


امیرحسین مقدم 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 182

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


بوسه رو کن
غزل محاوره 
.
.
تو رو میخوام ببوسم بوسه رو کن
لبامو با لبونت جستجو کن

بشین یک لحظه اینجا روبرویم
ظهور عشقو با من آرزو کن

صداتو دوست دارم بی بهونه
بیا امروز بامن ، گفتگو کن

دلم از این سکوت شب گرفته
شبو تا صبح ، اینجـــا ، های و هو کن

از اینجا تا ته دنیا فداتم
تمام دین و دنیا زیــــــرو رو کن

برات یک عالمه شب بو بکارم
شب و هر شب گلای باغ و بو کن

دلت دریاست من بی تاب دریا
منو تو عمق این دریا فرو کــــن


امیرحسین مقدم
آخرین ساعت سال 93



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 173

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

بداهه 

بمان

صد ناز کنی ، کشم تورا ناز ، بمان
ناز تو عروسک غزلساز بمان

صدسال چوبگذرد همین خواهم گفت 
آنگونه که گفته ام از آغاز ، بمان

صد بار اگر بیفتم از قله کوه
امید تو آردم به پرواز ، بمان

چون نیست سرطره زلفت هیهات
من با چه زنم زخمه براین ساز ، بمان

اسرار دلم را بنویسم بر آب ؟
پس لطف کن ای دلبر همراز ، بمان

دیگر چه کسی عشوه بیاید با من ؟
بعد از تو یگانه ناز طناز ، بمان

وقتی تو نباشی بخدا دلگیراست
تصویر افق ، آخر دلباز ، بمان

ای ماه دوهفته ام ، از ابر درا
ای پولکی قشنگ مهناز ، بمان

یا این تن خسته ام به شیراز ببر
یا دورکن اندیشه شیراز ، بمان

 

امیرحسین مقدم
صبح روز یکشنبه 13 اردیبهشت 93



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 163

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شش رباعی ....
1
از عشق فقط خاطره باقی ماندست 
از شهر فقط کهنه چراغی ماندست 

از حادثه میکده و جام می اش 
امروز فقط پیکر ساقی ماندست
2
هر تار که از موی تو دیدم زر بود 
بر زر بخدا حریر زلفت سر بود 

از لحظه رفتن تو تا این لحظه 
هر لحظه که بگذشته دو چشمم تر بود
3
یک بوسه از آن چشم ترت میخواهم 
یک سایه امن بر سرت میخواهم 

حالا که خودت جواب آری دادی 
این بار تو را از پدرت میخواهم
4
چشمان تو از غزل غزالی شده است
یک چشم خمار و ناز و عالی شده است 

بیچاره دل از دمی که چشمت را دید 
از هرچه که غیر توست خالی شده است
5
در سینه به جز کینه نیندوخته ای 
هم سینه و هم کینه همه سوخته ای 

من فکر نمیکنم که در همه مدت عمر 
یک جمله زمهر از کس آموخته ای
6
این چرخ و فلک ببین چه نامرد شده 
اسباب هزار آه دم سرد شده 

انگار که شادی اش به ناکامی ماست
عیدانه او برای ما درد شده

 

امیرحسین مقدم 
10.اردیبهشت .94

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 329

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

دو رباعی

پیمانه شکسته دل چو پیمانه ماست 
عاقل شده دل ، عقل که دیوانه ماست 

خود جام می ای طلب ز اغیار مکن 
شیراز سراسر همه میخانه ماست 

امیرحسین مقدم


در لعل لبت شراب شیراز افتاد 
صد عشوه و صد غمزه غماز افتاد 

بیچاره دلم در طلب یک بوسه 
عمری است که اینگونه دهان باز افتاد

امیرحسین مقدم 
10.اردیبهشت .94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 158

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

برای بوسه گرفتن از آن پلنگ آهو 
فقط نمانده که در کار آورم جادو

به هر روش که بگویی من امتحان کردم 
هرانچه در نظرت نارسیده آن کردم

یکی دو بوسه ستاندن عجیب تکنیکی است 
نشان بوسه اش انگار که المپیکی است

یکی دو بوسه شبیه یکی دوتا جام است 
نبردنش بخدا مثل حکم اعدام است

نمیشود بنشینم فقط نظاره کنم 
که دیگران ببرند و من استخاره کنم

نمیشود که همینگونه بگذرد ایام 
دوباره نام مرا حذف کنند از جام

برای فتح لبانش قیام خواهم کرد 
و کار جام لبش را تمام خواهم کرد


امیرحسین مقدم



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 294

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

در مهر تو گر جان بدهم ، باز بیرزد
صد گوهر غلطان بدهم ، باز بیرزد

حتی اگر از روی تشکر بتوانم
یک سوم تهران بدهم باز بیرزد

تهران که نه حتی گر از این بیش
باغات لواسان بدهم ، باز بیرزد

تا دیدن لبخند تو هکتار به هکتار
من پسته خندان بدهم ، باز بیرزد

زلفت چو ضریح و به تبرک 
من کل خراسان بدهم باز بیرزد

در کار ثنای تو که پری روی
یک فوج ثناخوان بدهم باز بیرزد

در مدح تو گر تا به سحر گاه
ابیات فراوان بدهم ، باز بیرزد


امیرحسین مقدم 
26. 1. 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 139

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ای جان دلم ، جان و دلم در قدم توست 
طومار دلم تا به ابد ، بر رقم توست

گر شاه شوم پیش تو از بندگیانم 
سرتاسر ملک دل من از خدم توست

ای ماه دلفروزمن ای ، صبح سحرگاه 
تا روشنی خانه من از کرم توست

ای کاش کمی بیشترم رخ بنمایی
روز و شب من در گرو بیش و کم توست

اینگونه که من زار و نزارم بخدا هیچ 
درمان نپذیرم که غم من ز غم توست

درمان دلم باش که بیمار تو ام من
من خشک شدم چاره فقط دست نم توست

من حاجی شیرازم و تو قبله جانی 
سرتاسر شیراز برایم حرم توست


امیر حسین مقدم
27 . 1 . 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 184

صفحه قبل 1 صفحه بعد