تبلیغات اینترنتیclose
اشعار امیر حسین مقدم-27
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

من و ستاره و شب ...

سکوت و زمزمه ورفتن و ستاره و شب 
حضور خسته هر لحظه در من و ستاره و شب

دو چشم خیره به در ، چارچوب تکراری 
دو چشم خسته به غم بستن و ستاره و شب

صدای یک نفس جیرجیرکی در باد
صدای بی نفس این تن و ستاره و شب

عبور خط خالی آهن ، عبور خاطره ها
عبور فاجعه از آهن و ستاره و شب

طنین ناله غمگین دختری تنها
ظهور لکه برآن دامن و ستاره و شب

میان قصه پراز غصه های پی درپی 
دوباره میشود آبستن و ستاره و شب

شب آمد و به خیالم که دوستش دارم
خیال خام و سپس خفتن و ستاره و شب.

 

‫‏امیرحسین مقدم‬
21. شهریور. 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 338

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

بداهه


ماعاشق آن دو چشم خندان توییم 
شیدایی لب هاب غزل خوان توییم 

صدجان دگر اگر به جانم بخشند 
قربان تو ، قربان تو ، قربان توییم

‫‏امیرحسین مقدم‬ 

 

شیرینی لب های تو شورانگیز است
احساس خوشایند شب و پاییز است

دندان که به لب زدی مشخص گردید
چشمان جگردریده من هیز است

‫‏امیرحسین مقدم‬ 

 


لب های تو طعم آسمانی دارد
خاصیت آب زندگانی دارد

با اینهمه عشوه اما انگار
اسرار نهفته و نهانی دارد

‫‏امیرحسین مقدم‬ 


با طعم لبان تو عسل ساخته اند
درحسرت تو ، بوس و بغل ساخته اند

با اینکه به نام من رقم خورد ولی
با حس تو بسیار غزل ساخته اند


‫‏امیرحسین مقدم‬ 
17 شهریور 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 495

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

تو بزن زخمه به تنبور ، نَـوا ، شور شده 
ناله سـبــز وطن ، قصــــه ی ماهور شده

تو بزن زخمه به تنبور ، نه ، بر زخم تنت
تنت از زخم زمان ، زخمی و ناسورشده

دختر کورد تنت زخـمی کوردســــتان است
چشــــــم تاریخ به زخــــــم تن تو کور شده

گردن آویز تو امروز قطار است ، فِـشنگ
ای کَژالَم زچه رو عشــــــوه تو زور شده

گرچه در دلبـــــــری از جمله سزاوارتری 
دلبری کردن تو ، بعله به دستـــــور شده

نازنین ، چشم تو افسانه ی افسون ساز است 
این دو تا معجزه از جَـهــــلِ که ، مستور شده

بوسه بر صفـــــــــــحه پیشانی تو خواهم زد
تا که پیشانی ام از مِـهــــرِ تو مَـمـــــهـور شده

جای خُم ، اسلحه داری ، ز چه رو مست شدم ؟
خون سرخ تو شــــــــراب و مِی انگور شده

زخمه بر عــــــــود بزن ، کاسه تنبور شکست 
من تفــــــأل زدم و گفت زمـــــــان جور شده

 


‫‏امیرحسین مقدم‬ 
5شهریور 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 345

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


دختر کوُرد بیا پیش ، بیا دَف بزنیم
افتخار خودمان هم شده ، یک کف بزنیم

آسمان آبی و کم کم برسد وقت غروب
تا که شب نامده یک طرح مُسَقَّف بزنیم

یک دو تا بوسه بده ، کم نفروش این لبها
پشت پایی به طلبکار 1◄مُطَفَّف بزنیم

سوی بیراهه نرو راه ازآن دیگر سوست
مهر باطل وسط راه مُحرَّف بزنیم

همه دور و برما پرشده از بیخردان
دست رد بر سر این جمع2◄ مکَنّف بزنیم 

اگرت سرد شده دست و دل از سردی من
آتش عشق بیا بر سر این 3◄خَف بزنیم 

تا که افروخته تا صبح ، بماند آتش 
حکم بیداری این پیر مُکلَّف بزنیم

گفته بودی که غزل بیشتر از تاب شماست
پس بیا پیش هم این شعر مُخفّف بزنیم

 


‫‏امیرحسین مقدم‬

21. مرداد. 94

◄1.مُطَفَّف کم فروشی.
◄2. احاطه کرده شده. جمع مکنف : جمعی که کسی یاچیزی را احاطه کرده اند.
◄3. هیزم آماده آتش . هیمه



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 324

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 


ای امان از چشمِ شوخ دلبر شیرازیم 
من به دیداری نهانی گاهگاهی راضیم

دلبرم با من ندارد روی یکرنگی ولی
من به یادش روز و شب گرم غزل پردازیم

با دو ابرویش برایم میکشد خط و نشان
بینوا من که به چشمش طاق و جفت بازیم

بی مروت پاره پاره کرده این قلب مرا
درگمانش قلب من چلوار و من بزازیم

یا خودش یک بوسه از لعل لبانش میدهد
یاکه میگیرم به احکام جناب قاضی ام

یا نشانم میدهد چشمان شهلایش و یا 
من تجسم میکنم ، اهل نظرپردازیم

هرچه بالم را بچیند باز پرخواهم کشید
جلد جلدم من کبوتربچه ای پروازیم

وای اگر در حافظیه دست در دستش نهم 
از همینک من به شوقش در شلنگ اندازیم

سرِّ چشمانش میان سینه پنهان کرده ام
تا که رازم راز او شد ، مظهر همرازیم

نازنینا ، .تا به کی رخساره پنهان میکنی
من به دیداری نهانی ، گاهگاهی راضیم


‫‏امیرحسین مقدم‬ 
94.5.20.



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 339

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بیا غزل، که غزل شد خراب، بعدازتو. 
تمام آینه ها شد نقاب، بعدازتو.

تمام لحظه آرامش از کفم رفته
تمام قصه شده ، اضطراب، بعدازتو.

نه تابِ هجرِتو دارم نه طاقت دیدار
چگونه من بکنم انتخاب، بعدازتو.

پیاله خالی و مست از خماری عشق
عوض شده ماهیت شراب، بعدازتو.

ببین که هجرتو من را چگونه شاعرکرد
غزل غزل شده چندین کتاب، بعدازتو.

شبیه آتشم و شعله میکشم هرشب
درون سینه شده انقلاب، بعدازتو.

بیا که طاقت این شوروشر ندارم من
پراز حضورتوام در غیاب، بعدازتو.

چگونه من برسم تافراز قله عشق
شکسته بال وپر این عقاب، بعدازتو.

بیا بیا و به جایش بگیر جانم را
کسی نمیکندعمرم حساب، بعداز تو.

اگرچه زنده ام انگار، مُرده ام دیگر
نشسته ظاهراً اما بخواب، بعدازتو.


‫‏امیرحسین مقدم‬
۱۵ مرداد ۹۴



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 351

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 


وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگی است
بازوانت را درآغوشم بگیرم، زندگی است

وای اگر در زیر نور چشم های محشرت
باخبر گردم که دیگر پیرِ پیرم، زندگی است

سازمانی چون صلیب سرخ اگر ثبتم کند 
اینکه من در دولت عشقت اسیرم زندگی است

بی خیال عقل دیگر، من سراپا عاشقم
اینکه یک دیوانه ، آنهم بی نظیرم زندگی است

گرچه من یک شاعرم ، نقدینه ام شعرو غزل
با همین یک بیت درشعرم امیرم زندگی است

مجرمم من جرم من عشق است حکمم انتظار
انتظاری که برای تو بگیرم زندگی است

این غزل حق الوکاله ، تو وکیلم میشوی؟
با وکیلی چون تو حکمم می پذیرم زندگی است

 

‫‏امیرحسین مقدم‬
12 مرداد 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 311

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

عمرم همه در نهایت غم بگذشت.
در حسرت و در آه دمادم بگذشت.

با اینهمه هیچ معلوم نشد.
آخر زچه آمد و چنین ، هم بگذشت.

 

‫‏امیرحسین مقدم‬



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 333

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بداهه 

من مست مست مستم، از مستی شبانه
از اشتیاق دیدار ، رویای صــــادقانه

از لذت حُضورش، نشناسمش سر از پا
خندان و پای کوبــــان ، سرشار و کودکانه

یک دست زلف یارو یک دست جام باده
آن آرزوی دیرین، رقصی در این میانه

تیراز کمان پراندم، بادقتی نفس گیر
خوش کرده جا ، ببینش ، در مرکز نشانه

ایّام شد به کامم، اسب فلک به رامم
افتاده او به دامم، بی عُذر و بی بهانه

پاتا به سر هیاهو ، در دست چوب جادو
خیره به چشمِ آهو، افسون از این فسانه

شهلای چشم هایش، بامن اشاره ها داشت
با عشوه های تب دار، طنّاز و دلبرانه

پایین تر از دو چشمش، یک غنچه نو شکفته
شَهدابه می چکاند، خرمـــــای نوبرانه

آمد کنار من تا ، شهد و شکر بگیرم
یک بوسه از لبانش، چون شعر ، چون ترانه

تا آمدم بگیرم ، دستی به شانه ام خورد
دست نگار مهرو ؟ نه ، دست مادرانه

ناگاه مادرم گفت ، برخیز، لِنگ ظهر است
برخواستم و برخواست آه از نهاد خانه

گفتم کجاست پس کو ؟ آن دلبر پری رو ؟
گفت عاشقی پسرجان ، از نوع شاعرانه

برخواستم و دیدم ، گهواره مانده خالی
من ماندم و شراری ، کش میکشد زبانه


‫‏امیرحسین مقدم‬
۱۶ تیر ۱۳۹۴



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 350

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


امشب شب وصال است ، معشوق گشته واصل
از عشق گشته پیدا ، از عشق دیده حاصل

فانوس راه و بیراه ، دیرآشنای همراه
هم صحبت غم و آه ، حلال هر مسائل

ماه از افق درامد ، آن ماهروی من کو
ماندم در انتظار پایان این فواصل

پایان این فواصل ، آغاز ماجرایی است
کشتی شکسته ای که ، افتاده کنج ساحل

افتاده کنج ساحل ، دور از گزند طوفان
اما غریب و تنها ، گم کرده راه منزل

منزل در انتظار است ، چشم انتظار یاراست
یاری که بیقرار است ، بنشته روی محمل

محمل سبک بران ، هی ، مهتابی بداخشان
یلدا صفت پریشان ، بر گردنت حمایل

هرچند نانجیبان برما طلسم خواندند
هربند و هر طلسمی از بوسه تو باطل

ای ماه روی مه رخ ، تو ماه آسمانی
از سلخ تا به غره ، ای ماه بدر کامل.

 


‫‏امیرحسین مقدم‬



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-27, | بازديد : 178

صفحه قبل 1 صفحه بعد