تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


باران 

 

باران نمی بارد دگر، باران زما سر تافته،
ما تشنه لب، او در سفر، باران دلش را باخته

در حسرت بوییدنش بنشسته ام بر راه او،
شاید نسیمی آورد، عطری که از او یافته

یک روز جای بوسه اش بر گونه ام رُخ مینمود،
دیریست دیگر آن حریف فیل و رُخَش انداخته

بر گیسوان پُرنَمَش دادم دل خود یک سحر،
زلفش گره نگشود و او دل را گرو برداشته

هنگام طَنّازیِ مِه، آواز میخواند و سرود،
کو وَهْم آن مِه، وان غزل، دیگر قلم بگذاشته

یک دست چتری نیمه باز، دستی به گیسویش دراز،
باران و مه ، پُر رمزوراز، خوش خاطراتی ساخته

جانم فدایش میشد و جانش به جانم بسته بود
جانش بماند در امان، جانم دلش را باخته

چون آهوان دل می ربود، هر دیده او را می ستود
حالا چو قوچی جنگ خو، سُم سوی ما برتاخته

آخر چه شد آن نازنین، شد جای مِهرش، مُهرِ کین
آن عشق و ناز و عشوه داشت، وین خنجری افراخته

 

 

امیر حسین مقدم
دی 1389



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-1, | بازديد : 195

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

ستاره شب به خیر، تنهات نبینم
اگه فرصت بدی، پیشت بشینم

ستاره خیلی وقته چِش به راتم
حریص درک خورشیدِ چِشاتم.

ستاره آرزومه دیدن تو،
مثِ یک شاخه گُل، بوییدنِ تو

ستاره قصّه دارم، قدِّ شَهزاد،
ستاره غُصّه دارم، داد و بیداد

ستاره قِصّه هام دور و درازِه،
کدوم سنگِ صبوری چاره سازِه

ستاره بی نشونی عاشقم کرد.
برای پَر کشیدن لا یقم کرد.

ستاره عاشق پرواز بودم.
تو حجم این سکوت آواز بودم.

پَرِ پَروازمو اما بریدن،
ستاره، قلبمو از شاخه چیدن

خروس خونِ سحر از را رسیده،
ستاره، صُب به خیر، سرزَد سپیده


 امیرحسین مقدم

 پاییز 1386
 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-1, | بازديد : 190

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

پری رخسار من بازا


ز من پنهان مکن یارا ، دو چشم مه نشانت را
به خوابم نیز میبینم، گل رخسار جانت را

نگاهم کن که از جای نگاهت لاله میروید
به جز من کس نداند، سرِّ چشمان نهانت را

پری رخسار من ، از طاق ابرویت چه ها گویم ؟
از آن پیوسته جادو، آن کمان ابروانت را

شکنج پیچ گیسویت، حدیث هر شبم گشته
زتو من هدیه میخواهم، حریر گیسوانت را

لبانت شرمِ بوسیدن، چه شرمِ شهوت آلودی،
پری یک بوسه میخواهم، به شرم از آن لبانت را

عجب چاه زنخدانی، به یاد خواجه افتادم،
بده یک بوسه تا بینم، بهشت جاودانت را

دو مرغ پرکشان داری، دو مست از باده پرواز،
نهان کردی میان پیروهن ، آن مرغکِ جان آشیانت را

 


امیر حسین مقدم



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-1, | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

غزال

دگر چگونه بسازم غزل؟ غزالم نیست.
چگونه پَربزنم؟ پَر شکسته، بالم نیست.

چگونه قِصّه بگویم، چو غُصّه غالب شد.
چگونه نَعره برآرم ؟ کمم، کمالم نیست.

ستاره را چه بگویم ز آرزوهایم.
که در فراق تو بَدر ار بُوَد، هلالم نیست.

مگر که باد بیارد شَمیم پیراهن،
زگریه، گر دو دیده دهم، هم وصالم نیست.

زماتمی که زِهجرانِ تو به جان دارم،
کشنده تر به خدا در جهان ملالم نیست.

دگر حرام نباشد مرا، حرامیِ مَیْ،
تو رفته ای، بِخدا، زمزمم، حلالم نیست.

مجال با تو تَغَزُّل، چو خوابِ شیرین شد.
مگر درآن سَرَم بشود، در جهان مجالم نیست.

 

 

 امیر حسین مقدم

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-1, | بازديد : 194

صفحه قبل 1 ... 28 29 30 31 صفحه بعد