تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بداهه   ...


امشب دلم دارد هوای پر زدن باز
تا کوچه های آشنای شهر شیراز

امشب دلم اندازه دنیا گرفته
اما نمیدانم چگونه میشود باز

امشب چرا شیداییم درمان ندارد
امشب تمام ماجراهایم شده راز

دارم می اندیشم به بودن در کنارت
دارم می اندیشم به آن چشمان همراز

دارم می اندیشم به عمق خاطراتم
یاد تو و یادی که رفت از خاطرت باز

امشب دلم یک ناله شد، وامانده در نی
امشب دلم یک حنجر بشکسته آواز

پس کی به پایان میرسد این شام تیره
در انتطار صبح می مانم از آغاز


امیر حسین مقدم 
13 خرداد 94

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-26, | بازديد : 167

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چشمان تو انگار که جادو دارد
اسرار هزار چشم آهو دارد

با لشگری از غزل نگشتم فاتح
اطراف نگات ، برج و بارو دارد

‫‏امیرحسین مقدم‬
4:24 بامداد شنبه نهم خرداد 94

 

صبح سحرم دوباره از راه رسید
انگار درآسمان هلالی از ماه رسید

ای چشم من از گریه دگر دست بکش
تا بوی خوش یوسفت از چاه رسید

‫‏امیرحسین مقدم‬



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-26, | بازديد : 149

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


باتو ...
چشمهای تو انگار ماوراء انسانیست
مثل آب و آیینه ، قرص ِ ماه ِ پنهانیست

مات صورتت هستم ، آدم اینقدر زیبا ؟
خانه ات گمان دارم ، آسمان فوقانیست

آسمان فوقانی ، خانه ی پریزاد است
پس برای این علت ، چهره تو روحانیست

روزگار شاعرها، خود بخود پریشان است
وای ِ من اگر باشی ، آخر پریشانیست

هرکسی در این دنیا ، یک تخصصی دارد 
مال من برای تو ، روز و شب غزلخوانیست

میشود خدا باشی ؟ تا شوم مسلمانت ؟
تا خدای من باشی ، شیوه ام مسلمانیست

پاره کن بلوزم را ، نازنین زلیخایم 
بی خیال پوتیفار ، یوسفت که زندانیست

گیسوان زرینت ، سیم زرد تنبوراست
باد و پیچش گیسوت ، منتهای حیرانیست

تا کنار تو هستم ، از شراب تو مستم 
مستی دو چشمانت ، دُرد ِ ناب ِ شاهانیست

با تو حال من خوب است ، باتو حال من عالیست
بگذر ار بداخلاقم ، اخم و تَخم من ، آنیست

وعده های دیدارت ، در حساب عمرم نیست 
آرزوی هر روزم ، بوسه های پنهانیست

لحظه های دور از تو ، گیج و گـــُـــنگ و کشدار است
باتو سال من لحظه ، بی تو لحظه طولانیست

ای مخاطب عاشق ، ول کن عاشقی هارا 
با تمام خوبیهاش ، آخرش پشیمانیست

 


امیرحسینمقدم

‬5 . خرداد . 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-26, | بازديد : 129

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

درد مشــــــــــــــــــــــــتـــرک 
*
برای بـهـــروز باغـبـــــــان و 
◄آرشـــیو ناخوشی هایش *
*
◄◄السلام علیک یا مجنون ** 
شاعرِابن پریش بی قانون

السلام علیک یا عاشق 
عاشق دختران ناموزون

باغــبـان ِ درخـت ِ افـتـاده 
ساکن آبهای نامسکون

دلت از دست دل ، دلاشوب است
کار دنیا همیشه معیوب است

دل من هم از عاشقی سیر است
میزند نان خشک خود در خون

خون قلبی که جان به جانان داد
زنده است این زمانه با افیون

این منم شاعری که دیوانست
نیمه آباد و نیمه ویرانست

من و تو درد مشترک داریم
هر دو در دل کمی ترک داریم

درد این روزگار لاکردار
درد چرخیدن فلک داریم

من و تو آرزوی پروازی 
روی پرهای قاصدک داریم

من و تو ظاهرا در اندیشه
فکر دنیای بی کلک داریم

من و تو توی کوه دانشگاه 
داغ سگ لرزه از کتک داریم

من و تو بیخودی از این مردم
انتظار کمی کمک داریم

بی سبب نیست این که من یا تو 
هردوتامان به عشق شک داریم

من و تو باغبان ، دو تا دست ِ
خالی و خشک و بی نمک داریم

گفته بودی از عاشقی سیری
با دلت ، مثل من ، تو درگیری

گفته بودی دلت بهم خورده
زندگی ، زهره از دلت برده

گفته بودی که خُـلـق سگ داری 
شده ای مرد سگ پریشی که

با جنایت روابطش خوب است
نشئه ای ، نشئه از حشیشی که

نکشیدی تو ، او کشیده تورا
مثل تصویر ِ گاو ِ میشی که

ظاهرا بیش از اندازه می فهمد
گاو ِ میش ِ روان پریشی که

فلسفه پاره پاره اش کرده 
پاره ها را زده سریشی که

سرهم تا، کند تمامش را 
مثل تصویر سال پیشی که

سال پیشین هم این چنین بگذشت
شده معیار ، طول ریشی که

زده سوزانده ریشه هامان را
برده این نرد ِ نابسامان را

با دو شش بعد ِ پنج و شیشی که 
تاس میگیرد او در این بازی

همه ی عمر ، دست ِ یک تاس است
دست یک نرد باز ِ ناراضی

هرچه با شعر ، دلبری کردیم 
بی ثمر گشت ، این سیابازی

هی غزل ، مثنوی ، قصیده ، فلان 
ساده یا اینکه طرح پیچازی

تو زِ میدان ِ مین ِ مینایت
من هم از چشم یار شیرازی

هر دو مان عاشق دلی بودیم 
عشق هر دو کمی کثافت بود

ما در اندیشه دوچشمانش
او در اندیشه خیانت بود

آری آری به گور بابای 
عشق این روزگار لاکردار

کاش میشد به عشق راحت گفت
برو دست از سر دلم بردار

گفتی از درد و ناخوشی هامان 
رنگ خون در هوای دلهامان

گفتی از درد مینویسی تو 
در ناچار دین و دنیامان

درد با جان ما هماورد است
دل عاشق همیشه پر درد است

درد را من چشیده ام بسیار
درد ، زینت برای یک مرد است

گفتی از رفتن پدر آری
پدرم مرد و پشت من خم شد

پدرم مرد و تازه فهمیدم 
نعمتی را که از سرم کم شد

پدرم رفت و آسمان خشکید 
پدرم آدم نجــیـبـی بود

مهربان مثل آب و آیینه 
آدم ظاهرا عجیبی بود

حرف هایت چقدر همرنگ است 
رنگ غم با دلم هماهنگ است

شاعر ، این روزها کلامــم هــم 
دست من نیست ، دست نیرنگ است

الســلام علیــــک یا حیله 
السلام علیک یا نـیـرنگ

الســـــــــلام علیــک یا خائن
روزگار عجیب و رنگارنگ

گفتی از قصـــه قفس باما 
ماجرای قفس پر از درد است **

قـفـســم نام زنـدگی دارد 
نفس زندگی چرا سرد است

گورخرهای شعرتو خوبند 
گورهای زبان نفمهی که

به خریشان تعهدی دارند 
بابت ماهیانه سهمی که

سر برج از خزانه میگیرند 
وبرایش چه ساده میمیرند !!!!!

گفتی از اصل و فرع هر انسان 
دل خوش ای داری ای برادرجان

مرد این قصه غصه را دیده
مثل یک گاو ماده زاییده **

 

امیرحسین مقدم
25 اردیبهشت 94
◄◄** این مصراع ها از بهروز باغبان است
◄* شعر آرشیو ناخوشیهای من . از کتاب سگ نامه . انتشارات شانی . بهار 94

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 157

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 بداهه.

رفتی و خرامیدی ، آهوی خرامانم 
تا آمدنت هرشب ، مستانه غزل خوانم 

مستانه و مستانم ، در کوچه و پس کوچه
در حسرت یک بوسه ، هی دست برافشانم

هی دست برافشانم ، شاید که بیایی تو 
در راه تو بگذارم ، ابیات فـــــــــــــراوانم

هر بیت نشان از تو ، هر واژه که جان از تو 
من تیر ، کمان از تو ، بردار و بپررانم 

پرواز من از رویت ، تا خاک سر کویت
مست از نم گیسویت ، یلدای پریشانم 

ای دلبر شیرازی ، هم رمزی و هم رازی
ماهوری و شهنازی ، آوازه ی دورانم 

اینگونه مرنجانم ، ای درد تو بر جــــانم 
ای درد تو بر جانم ، اینگونه مرنجانم 

 

 

امیرحسین مقدم 

19 / اردیبهشت / 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 169

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

یه سلام

سلام از ماست ، بانوجان کجایی ؟
گل خوشبوی باغستان کجایی ؟

سلام از ماست ای کج کرده ابرو
سلام ای صاحب چشمان جادو

سلام از ماست بر چشم چو آهوت
بران لب های سرخ همچو یاقوت

سلام از ماست ای گیسو طلایی
پری بانوی شهر قصه هایی

سلام از ماست ای گلبرگ و شبنم 
کنارت نیست هرگز نقشی از غم

سلام ای مزه ات سوهان تر از قم
شدم در مزه لب های تو گم

سلامم را بگو پاسخ دلارام 
مگر باتو بگیرد این دل آرام


امیرحسین مقدم 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 182

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


بوسه رو کن
غزل محاوره 
.
.
تو رو میخوام ببوسم بوسه رو کن
لبامو با لبونت جستجو کن

بشین یک لحظه اینجا روبرویم
ظهور عشقو با من آرزو کن

صداتو دوست دارم بی بهونه
بیا امروز بامن ، گفتگو کن

دلم از این سکوت شب گرفته
شبو تا صبح ، اینجـــا ، های و هو کن

از اینجا تا ته دنیا فداتم
تمام دین و دنیا زیــــــرو رو کن

برات یک عالمه شب بو بکارم
شب و هر شب گلای باغ و بو کن

دلت دریاست من بی تاب دریا
منو تو عمق این دریا فرو کــــن


امیرحسین مقدم
آخرین ساعت سال 93



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 173

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

بداهه 

بمان

صد ناز کنی ، کشم تورا ناز ، بمان
ناز تو عروسک غزلساز بمان

صدسال چوبگذرد همین خواهم گفت 
آنگونه که گفته ام از آغاز ، بمان

صد بار اگر بیفتم از قله کوه
امید تو آردم به پرواز ، بمان

چون نیست سرطره زلفت هیهات
من با چه زنم زخمه براین ساز ، بمان

اسرار دلم را بنویسم بر آب ؟
پس لطف کن ای دلبر همراز ، بمان

دیگر چه کسی عشوه بیاید با من ؟
بعد از تو یگانه ناز طناز ، بمان

وقتی تو نباشی بخدا دلگیراست
تصویر افق ، آخر دلباز ، بمان

ای ماه دوهفته ام ، از ابر درا
ای پولکی قشنگ مهناز ، بمان

یا این تن خسته ام به شیراز ببر
یا دورکن اندیشه شیراز ، بمان

 

امیرحسین مقدم
صبح روز یکشنبه 13 اردیبهشت 93



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 163

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شش رباعی ....
1
از عشق فقط خاطره باقی ماندست 
از شهر فقط کهنه چراغی ماندست 

از حادثه میکده و جام می اش 
امروز فقط پیکر ساقی ماندست
2
هر تار که از موی تو دیدم زر بود 
بر زر بخدا حریر زلفت سر بود 

از لحظه رفتن تو تا این لحظه 
هر لحظه که بگذشته دو چشمم تر بود
3
یک بوسه از آن چشم ترت میخواهم 
یک سایه امن بر سرت میخواهم 

حالا که خودت جواب آری دادی 
این بار تو را از پدرت میخواهم
4
چشمان تو از غزل غزالی شده است
یک چشم خمار و ناز و عالی شده است 

بیچاره دل از دمی که چشمت را دید 
از هرچه که غیر توست خالی شده است
5
در سینه به جز کینه نیندوخته ای 
هم سینه و هم کینه همه سوخته ای 

من فکر نمیکنم که در همه مدت عمر 
یک جمله زمهر از کس آموخته ای
6
این چرخ و فلک ببین چه نامرد شده 
اسباب هزار آه دم سرد شده 

انگار که شادی اش به ناکامی ماست
عیدانه او برای ما درد شده

 

امیرحسین مقدم 
10.اردیبهشت .94

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 330

نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

دو رباعی

پیمانه شکسته دل چو پیمانه ماست 
عاقل شده دل ، عقل که دیوانه ماست 

خود جام می ای طلب ز اغیار مکن 
شیراز سراسر همه میخانه ماست 

امیرحسین مقدم


در لعل لبت شراب شیراز افتاد 
صد عشوه و صد غمزه غماز افتاد 

بیچاره دلم در طلب یک بوسه 
عمری است که اینگونه دهان باز افتاد

امیرحسین مقدم 
10.اردیبهشت .94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-25 , | بازديد : 158