تبلیغات اینترنتیclose
معشوقه بيا تا خم گيسوت ببينم. ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

معشوقه ....
معشوقه بيا تا خم گيسوت ببينم.
بنشينم و هم هى هى و هوهوت ببينم.

معشوقه نشانم بده يک گوشه ى چشمت.
بگذار نشانى هم از ابروت ببينم.

من عاشقم و جلوه عاشق, رخ معشوق.
معشوقه , چه خواهد شد اگر , روت بىينم.

امروز بيا واقعيت را بنويسيم.
وان لحظه که من چهره مهروت ببىنم

هم بند بناگوش و هم ان سينه زر ريز
هم جلوه اى از حسن النگوت ببينم.

هم پست و بلندى که چو مشروب بگيراست.
هم جاى لبم بر لب ياقوت ببينم.

هم ضربه دندان و هم آن بوسه لب گير 
هم گردن و هم سينه و بازوت ببىنم.

معشوقه عجب شعبده بازى تو به مولا 
بگذار کمى , من کمى از موت ببينم.

 

 امیر حسین مقدم 
 دى ۹۳

 

 

سومین غزل از سه گانه معشوقه :

معشوقه برایم کمکی نازکن امشب
یک گوشه از آن پیرهنت بازکن امشب

معشوقه بیا تا کمی افسانه بخوانیم 
افسانه خود را تو بیا ساز کن امشب

صد حرف نگفته است درآن چشم سیاهت 
معشوقه مرا محرم صدراز کن امشب

یک بوسه بده تا بگشایم پر پرواز
معشوقه مرا طالب پرواز کن امشب

عمرم به سرآمد بخدا بی دل و دلدار
این عمر هدر را زنو آغازکن امشب

من ساز تو ام ، نت به نت آهنگ دل تو
بنواز مرا ، نیت آواز کن امشب

امشب چه شبی میشود ار پیش من آیی
برخیز و نظر جانب شیرازکن امشب


امیرحسین مقدم 
29 / بهمن / 93

 


مـــــــــــــعـــــــشـــــــــو قــــــــــه
غزل پیوسته
بـــــازنویســـــــــــــی جـــــــدیـــد
۵. بهمن . ۹۴
.
.
.
معشوقه بيا تا خم گيسوت ببينم
در خلوت خود ، شور و هیاهوت ببینم

معشوقه نشانم بده يک گوشه ى چشمت
بگذار نشانى هم از ابروت ببينم

رخسار تو دیدار طلوع دوستاره است
معشوقه ، چه خواهد شد اگر ، روت ببينم

یا بند بناگوش و هم آن سينه زر ريز
یا جلوه اى از حـــُـــسن النگوت ببينم

پَس٘ پست و بلندى که پسِ پیرهن توست
بر روی لبت ، جلوه ی ياقوت ببينم

گیرلب شیرینت و آن بوسه ی لب گير 
بر‌ گردن و بر سينه و بازوت ببینم

معشوقه عجب شعبده باز است دو چشمت 
ازچشم تو من عالم لاهوت ببینم
.
.
ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻣﻨﻢ ﻣﺴﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺍﻗﺎﻗﯽ
ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻏﺰﻝ ﻫﺎﯼ ﺩﻝ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻋﺮﺍﻗﯽ

ﻫﻤﺮﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ، ﻫﻢ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﺩ ﺑﻬﺎﺭﯼ
ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻓﻘﻂ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﺎﻗﯽ

ﻟﺐ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﻡ ﻭ ﭼﺎﺭﻩ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺖ ﻟﺐ ﺗﻮﺳﺖ
ﻣﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﯾﮏ ﺑﻮﺳه ام و لعل تو ساقی

تندیس خدایان اساطیر زمـــانی
لب های تو ایوان و دوابروت ، رواقی

ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﻢ
درخاطرمن هست ، شکستیم جناقی

ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯾﮑﯽ ﺷﻮ
ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺎﺯﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﯾﺎ ﺩﻭ ﺍﺗﺎﻗﯽ

ﯾﮏ ﺳﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ ﻭ بشینیم و بخوابیم 
ﯾﮏ ﺳﻮﯼ ﺩﮔﺮ ﻫﯿﭻ ، ﻣﮕﺮ ﮐﻬﻨﻪ ﺍﺟﺎﻗﯽ

آلام جهان یکطرف و هجر تو یک سو
هر درد تحمل بکنم ، غیر فراقی

ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ منم عشق ، بیا شعر بسازیم
ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻏﺰﻝ ﻫﺎﯼ ﺩﻝ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻋﺮﺍقی
.
.
معشوقه برایم کمکی نازکن امشب
یک تکمه از آن پیرهنت بازکن امشب

معشوقه بیا تا کمی افسانه بخوانیم
افسانه خود را تو بیا ساز کن امشب

صد حرف نگفته است درآن چشم سیاهت
معشوقه مرا محرم صدراز کن امشب

یک بوسه بده تا بگشایم پر پرواز
با بوسه مرا طالب پرواز کن امشب

عمرم به سرآمد بخدا بی دل و دلدار
این عمر هدر را زِ نو آغازکن امشب

من ساز تو ام ، نت به نت آهنگ دل تو
بنواز مرا ، نیت آواز کن امشب

امشب چه شبی میشود ار پیش من آیی
برخیز و نظر جانب شیرازکن امشب


‫‏امیرحسین مقدم‬
دی ماه ۱۳۹۳
بازنویسی
۵. بهمن . ۱۳۹۴

 

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-22, | بازديد : 158