تبلیغات اینترنتیclose
مدتی میشود که از غصه ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 بداهه  
حضرت درد

مدتی میشود که از غصه 
قصه هایی غریب می سازم

سیب ممنوعه میخورم و سپس
گریه را آب سیب می سازم

مدتی میشود که از غصه 
دل شعرم شکسته احیانن !

روی شعرم غبار تنهایی
لایه لایه نشسته احیانن !

مدتی میشود که بیداری 
شده هم بسترم در این شب ها

بوسه میگیرد از لبم تا صبح 
گور بابای این دوتا لب ها

مدتی میشود که حضرت درد
شده مهمان لنگر افکن من 

سرو دستم اطاق راحت اوست
او چه میخواهد آخر از تن من

پدر و مادر آدم و هوا
یک برادر مشابه قابیل

کشته من را زمانی از این پیش
لاجرم ، نام من شده هابیل


امیرحسین مقدم



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-23, | بازديد : 140