تبلیغات اینترنتیclose
مدتی میشود که غمگینم ، ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 


مدتی میشود که غمگینم 
حالم از دست غم بهم خوردست

این همه غصّه از کجا آخر 
 روی پیشانی ام ، رقم خوردست

یک زمانی گمان کنم من هم 
 درشمار بَـرندگان بودم

من نفهمیدم از کجا ؟ ازکِـی ؟ 
نامم از نامشان قلم خوردست

نامم انگار نام بی نامی است
 از همان ابتدا یکی گمنام 

یک نفر اهل کوچهِ بن بست 
 جای اهل محله غم خوردست

یک نفر با حکایتی کهنه
 مثل خیل جماعت عاشق

از همان ها که قصه گو میگفت 
 از همان ها که پیچ و خم خوردست

با ظهور دوبارهِ تردید، 
کارش از پیش ، بیشتر پیچید

بی جهت شک به کار دنیا داشت
 نوش جانش اگرچه کم خوردست

کار دنیا همیشه این شکلی است
 کج و وارونه و پراز اشکال

یک طرف یک نخاله از حقِّ
 مردم نسبتا محترم خوردست

بیخودی منتظر نمان شاعر
 برنمیگردد از سفر دیگر

هی نگو آن فلان کش بهمان
 سر برگشتنش قسم خوردست

طفلکی شاعر از سر سیری
 وسط جنگ و درد و درگیری

معرکه گیریِ سر پیری 
رفته معشوقه اش وَ سم خوردست

 

 

‫‏امیرحسین مقدم‬



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-28, | بازديد : 318