تبلیغات اینترنتیclose
تیر پنجاه و هفت خورشیدی ( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

من ...

تیر پنجاه و هفت خورشیدی 
مادرم نیمه شب مرا زایید 

به سلامت من آمدم هرچند
چشم دنیا مرا نمی پایید

تیر پنجاه و هفت خورشیدی
شب ختم من از نبودن بود 

شب سوم من آمدم دنیا 
با رسومی که خوب میدانید

کودکی دوره تشنح بود
شب و پاشویه های پی در پی

کوره تب شراره می افروخت
مادرم از زمانه مینالید

تیر پنجاه و هفت خورشیدی
فصل آغاز قصه من بود 

قصه ای را که بی سرانجام است
قصه غصه پروریدن بود

من و تیر از کنار هم بودن 
بی تحرک به ناکجا رفتیم

دست آرش کمان کشی میکرد ؟
یا به دست خود خدا رفتیم ؟

قصه من پُر از نبودن هاست 
پُـرِ پَـرهای لُخت پَـروانه

پُـرِ اندیشه های تکراری
پُـر داراییِ فقیرانه

من ازاین قصه غصه ها دارم
غصه هایی که کس نمیداند

کسی از اهل قصه ام اخر 
سخنی جز هوس نمیداند

من و پیشانی ام چه ناکامیم
تف بر این روزگار سگ مصب

توی خشکی نشسته از رنج
صمد اندر ارس نمیداند

من و پیشانی ام همان دردیم 
که در امواج رود جاری بود 

با حضور همیشه غم هم 
عطر گل های نو بهاری بود

من و دستم رفیق هم بودیم 
من و دستی که گاه گل می کاشت

دستم از دست حضرت مجنون
قلمی رسم یادگاری داشت

قلمم را نگاه میدارم 
هر دو دستم قلم شود حتا

قلمم قصه مرا شاید
بنویسد به گوشه فردا

 

"من "
‫‏امیرحسین مقدم‬ 
27. آبان . 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-29, | بازديد : 330