تبلیغات اینترنتیclose
رفیقم انتحاری بود ...( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

رفیقم انتحاری بود ...
یه لشگر تو وجود من ، 
شده بازنده توی جنگ 
تو جنگ بین آدم ها
یه مشت انسان بافرهنگ !
یه لشگر ، تیکه و پاره 
یه لشگر ، از درون خسته
همه زخمی ، همه داغون 
درارو رو خودش بسته
آره این لشگر زخمی 
منم ، قلبم حماقت کرد
خدا لعنت کنه قلبو 
که عادت بر خیانت کرد
یه لشگر تو وجودم هست 
منم فرمانده خستش 
نشونی نیست این جاها
نه از هنگش نه از دستش
آره فرمانده ی قلبم 
رفیقش انتحاری بود
کمربندش یه جوری بود 
گمونم انفجاری بود
یه لشگر تو وجودم هست
یه لشگر مونده بی سردار
بیا این سر اینم چاقو
ببرش این سرو بردار
یه لشگر تو وجودم هست 
که از دست خودش مرده 
نمیدونم کجا رفته 
دلم رو اون ، کجا برده
بیا ای دشمن من ، دوست 
بیا ای دوست ، ای دشمن 
تبر بردار و این تن رو 
بزن از ریشه اش برکن
بزن فرمانده مون رفته 
بزن با هممه زورت 
بزن آهنک پیروزی
بزن بر طبل و شیپورت
آره فرمانده ی قلبم 
رفیقش انتحاری بود
کمربندش یه جوری بود 
گمونم انفجاری بود


‫‏امیرحسین مقدم‬ 
4. آذر. 94



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-29, | بازديد : 307