تبلیغات اینترنتیclose
دل و دینم برفت از کف، چو دیدم چشم میگونت( امیر حسین مقدم )
پیچک ( امیر حسین مقدم )
شعر و ادب پارسی

ازصندوق دل کلون شکستند

ما صابر درد های خویشیم 

در تلگرام     https://telegram.me/amir_h_moghadam




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 فروردين 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چشم جیحون

دل و دینم برفت از کف، چو دیدم چشم میگونت
مگر در خواب بینم باز، نگاه همچو اَفیونت

چه میدانستم از اوّل، گُلِ نازی ، فقط یک روز؟
سحر از پرده بیرون و نهان در شامِ محزونت

مگر آیا نمی‌دیدی که هر سلّول سیمینم،
پریشان‌دل، گِرو داده به هرسلّولِ زَرگونت

منم چون قطره تو دریا، نه ، اقیانوس آرامی،
کجا یک قطره فَرّ یابد به اقیانوس پرخونت

نگارا رحم کن بر من که محتاجم به این بخشش،
نمیرانم که خود میرم ز مکر و سِحر و افسونت

غزل خوانم هَزار آوا، مگر یک واژه دَریابی،
اگر یک واژه دَریابی، غزل خوانم هِزارونت

تمنّایی ندارم من، مگر یک بوسه‌ي شیرین،
نشسته تیشه جای لب، درین دربارِ وارونت

به دل سوگند ای دلبر، که دل بردی به آرامی،
به دریایی که باریده ز ابرِ چشم جیحونت.

 

 

 امیرحسین مقدم
مهر 1390



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار امیر حسین مقدم-2, | بازديد : 242

صفحه قبل 1 صفحه بعد